دارم فکر میکنم که یکی که خیلی دوست داشت بیشتر باهات حرف بزنه بعد از اینکه شنید که تو چه چیزهایی را راجع به او ازش توقع داری . باهات دیگه حرف نزد یعنی از تو بدش اومده؟
یا اینکه واقعا نیاز داره که سکوت کنه تا بتونه با خودش کنار بیاد...
بین من و یکی از عزیزانم این اتفاق افتاده. اصرار داشت من حرف بزنم و منم خیلی حرف داشتم. مطمئنم که توهین نکردم اصلا تمام حسم را راجع به خودش و بعضی کارهاش گفتم
حالا دو روزه رفته تو سکوت........خاموش خامش
مي دونم داره به خيلي از موضوعات فكر مي كنه اما من از اينكه آخرش به چي ختم مي شه ترس برم مي داره
نمي خوام حتي اگه خواست ديگه نبيندم اين با يك تصوير بد همراه بشه
تمام سعي ام را كردم
پي نوشت:نمي دونم به اينجا چه ربطي داره اين حرفها......

