تبليغاتX
شبـــــی بـــا خــورشیــد

شبـــــی بـــا خــورشیــد
 

شیراز شهر تضادها است. دارم با این جمله در دهانم بازی بازی می‌کنم..... می خواهم چند خطی از سفر شیراز بنویسم. سفری با نام و یاد سعدی....مثلا فکر کردم بنویسم که هر شیراز پر از باغ است. آنقدر که برای هیچ پایتخت نشیی تصور آن هم ممکن نیست. مثلا بنویسم که در شیراز بیشتر خانه ها را در فضایی باغ مانند طراحی می‌کنند و البته انبوه سازی هم هست.....مثلا بنویسم که چقدر در شهر آب روان فرااون است. چقدر شهر آرام است و چقدر هوایش....

حرف زیاد بود اما در دهانم می‌چرخد که بگویم شیراز شهر تضادهاست.

فرهنگ به شهر شیراز سالهای سال است که خودش را سنجاق کرده اما حتی در همین موضوع کاملا انسانی هم تضاد تنها چیزی است که می‌شود دیدش.

دیروز رفته بودم به دیدار سعدی شیرازی. باورم نمی‌شد که این چنین جمعیتی آمده باشد، برای شاعر شهر ش گل آوده باشد و بر سر مزارش فاتحه بخوانند، یا پدری که کلیات سعدی به دست خانواده‌اش را به سعدیه آورده باشد و یا جوانانی که برای حاجت گرفتن(گویا) در حوض کوچک سعدیه دست در دست هم سکه می‌اندازند و .....باورم نمی‌شود. به دوستم می‌گویم اگر سعدی در تهران دفن بود.........می‌گوید همین ها هم که آمده‌اند همسایه ها و االی این خیابان هستند(خیابانی که سعدیه در آن واقع است) که از قضا محله فقیر نشینی هم هست. فکر نکن میان مردم خبری هست.

شیراز شهر تضاد هاست و وقتی می‌شنوی که در کوچه ای از آن با نام سور باید بناهای چند ده میلیاردی ببینی که صاحبش شای در سال یک ماهی را در آن سر کند و چند خیابان آن طرف‌تر در کوی زهرا و قلعه چوپان نشانی از آبادانی و زندگی نیست. دوستی می‌گفت حتی فاضلاب هم نیست و البته چیزهایی هم هست که گویا باید تنها در همین محله ها باشد

شیراز برای من شهر تضادهاست.

پی نوشت: بیش از این چیزی به ذهنم نمی‌رسد

[ دوم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ حمید نورشمسی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خورشید جاودانه می گردد بر مدار خویش
این ماییم که جا پای هم می گذاریم
و گم ميشويم در هر پسين...
امکانات وب